قادر حيدرى فسايى
75
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
آمده و خصوص همان هيأت براى معنى وضع شده است چون هيأت آن قبلا در ضمن چيزى وضع نشده است . 2 ) مادّه ؛ مادّه ، وضع نوعى دارد يعنى خصوص مادّهى هر صيغهاى بطورى كه خصوص او مورد توجّه باشد وضع نشده بلكه كلّى آن در ضمن مصدر وضع شده است . تامّل . قوله : « ثمّ المراد . . . » . مقدّمه : براى مرّه و تكرار دو معنا گفته شده است : 1 ) دفعه و دفعات . 2 ) فرد و افراد . بين دفعه و فرد - على قول « 1 » - نسبت عموم و خصوص مطلق است . دفعه عامّ و فرد خاصّ است . چنان كه بين دفعات و افراد هم همين نسبت وجود دارد ولى افراد عام و دفعات خاص است . با حفظ اين مقدمه مىگوييم : در اينكه نزاع علماء در مسأله مرّه و تكرار در مرّه و تكرار طبق كداميك از معانى است سه نظريّه وجود دارد : 1 ) نظريّه ميرزاى قمى : نزاع در مرّه و تكرار به معناى فرد و افراد است . 2 ) نظريّه صاحب فصول : نزاع در مرّه و تكرار به معناى دفعه و دفعات است به دو دليل : دليل اوّل : تبادر . متبادر از لفظ مرّه و تكرار ، دفعه و دفعات است . دليل دوم : صغرى : اگر مراد از مرّه و تكرار فرد و افراد باشد لازمهاش اين است كه علماء اين مبحث را تتّمه براى مبحث آتى ( بحث تعلّق امر به طبيعت يا فرد ) قرار دهند و اين دو مبحث را دو مبحث مستقل قرار ندهند . كبرى : ولى علماء اين دو مبحث را دو مبحث مستقل قرار دادهاند .
--> ( 1 ) - ر ك : اصول الفقه ، ج 1 ، ص 79 - حقائق الاصول ، ج 1 ، ص 183 .